قهرمان ميرزا عين السلطنه
7679
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نصرت را آنجا برد ديگر توبه كرديم و نرفتيم كه نرفتيم . حسين چون بارها توصيف آن پذيرائى ورامين را شنيده [ بود ] اينجا سعى دارد كه پذيرائى كامل بشود ، مبادا افخم الدوله هم تلافى نرمونهاى « 1 » مرا بنمايد . خانهء سعيد الممالك عصر اتومبيل ما زودتر آمد سوار شديم . حسين حليلهء جليله و دو فرزند خود را هم آورد . اتومبيل سوارى باشد ، منتهى سهربع ساعت برود . بارى يك ساعت تا دو ساعت بيست و هفت كيلومتر راه است . به خانهء سعيد الممالك وارد شديم كه در همدان از آن بهتر و باصفاتر خانهاى نيست ، خصوصا فصل بهار كه رودخانه آب داشته باشد . گردشگاه عمومى قسمت جنوبى اين خانه و چمن قشنگ آنكه به درههاى زيباى الوند مىرود معروف به « بين النهرين » شده . خيابانى هم تازه كشيده و مشجر نمودهاند ، حاشيهء آن گلكارى ، قهوهخانههاى زياد اقلا پانزده عدد داير [ ست ] . مردم عصرها از خيابان بوعلى كه جلوى چمن واقع شده سوار ، پياده ، درشكه ، اتومبيل به اين گردشگاه مىروند . تا يك ساعت از شب رفته جنجال و هياهوى غريبى است . از آن به بعد تا دو ساعت خلوت مىشود . بعد اشخاصى كه مكيف هستند بناى آمدن را مىگذارند . آنوقت بيشتر تماشا دارد . عربده مىكشند ، آواز مىخوانند ، بدمستى مىكنند . يك مست بازارى شروع مىشود كه به وصف نمىآيد . خيلى خوب است كه بين عمارت تا رودخانه محوطهء چمن است . از رودخانه گذشته خيابان واقع گرديده ، به غير صداى عربده و بدمستى آفت ديگرى به ساكنين وارد نمىشود . گوش آقاى سعيد الممالك هم كه از اين صداها پر است . مضيف سعيد الممالك در بالاخانهء اين عمارت مشرف به چمن قشنگ هميشه منزل من است و اين دو بالاخانه و يك خروجى به قول همدانيها ( ايوان ) آپارتمان آلافرنگ آقا را تشكيل مىدهد كه فقط صندلى و ميز دارد ، آن هم در يك اطاقش . من به زحمت گردنش گذاشتهام كه يك ميز ناهارخورى هم در اطاقهاى تحتانى تهيه كرده . من كه بروم سر ميز ناهار و شام مىدهد و هركسى هم باشد مىگويد و اللّه من بر زمين شام و ناهار خوردن را ترجيح
--> ( 1 ) - منظور نرفتنهاى به ورامين است . ( مسعود سالور )